نايبالسلطنه بود، در 1297، تقديس شد). سنلويي از بزرگترين شاهان قرون وسطا، بود درواقع كارهاي زيادي در زمينهٴ ايجاد وحدت اداري و حقوقي توسط او صورت گرفت.
به دو اثر حقوقي ديگر فرانسه در اين عصر، ميتوان اشارهٴ مختصري كرد: اندرز به يك دوست مجموعهاي است نابخردانه كه پير فونتني (وفات: حدود 1289)، رئيس دادگاه بخش وارماندوا آن را بيشتر از منتخبات و تأسيسات اقتباس كرده است؛ و
كتاب دادرسي و دادخواهي مجموعهاي است از 342 قضيهٴ حقوقي، كه 197 تاي آن از حقوق رومي و 145 تا از موضوعهاي محلي اقتباس شده است. اين كتاب دوم هم مانند قواعد سنلويي تأثير مدرسهٴ ارلئان را نشان ميدهد.
بومانوا
فيليپ دورامي1، حقوقدان و شاعر فرانسوي، و از بزرگترين حقوقدانان قرون وسطا.
در زماني نامعلوم، در خانوادهٴ يكي از اخترشناسان رامي (يا رامن) نزديك كومپيني، بووازي2 زاده شد. مدتي در انگلستان خانهشاگردي ميكرد؛ در 1273، پيشكار شاه در ورماندوا3 و در 1280، ناظر كل كلرمون در بووازي بود؛ در 1296، فوت كرد.
او در اثناي سالهاي 1279 و 1283، رسالهٴ حقوقي بسيار باارزشي به گويش پيكاردي تأليف كرد، به نام كتاب قواعد و مقررات بووازي. اين كتاب در هفتاد فصل است، ولي خوب تنظيم نشده است. هدف از تأليف آن گردآوري قواعد و مقررات حقوقي محل خدمتش بووازي بود (دربخش دولواز)، ولي آنها را با مقررات جاهاي ديگر هم مقايسه كرده و از بسياري مآخذ ديگر بهره برده است، از قبيل قواعد سنلويي و ــ با حك و اصلاح زياد ــ حقوق رومي و حقوق شرع. از اين رو، اين كتاب اصول اساسي حقوقي مدني را عرضه، و به صورت موٴثري به درك مناسبات فئودالي كمك ميكند و سازمان قوانين را بر يك مبناي ملي امكانپذير ميسازد.
همچنين، طبعاً آيينهٴ درخشاني از جامعهٴ آن عصر، است. مونتسكيو آن را بسيار ستوده است.
در حدود 1270 ـ 1280، بومانوا داستانهاي عاشقانه را به شعر فرانسه (گويش پيكاردي) نوشت كه شاهكارش در اين زمينه ژان و بلوند است.
¿ يادداشت مربوط به ونسان دوبووه.